أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
8
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
ميراث گيرند و حقيقت ميراث در مال باشد نه در نبوّت و علم ؛ كه نبوّت و علم بميراث بكس نرسد چه علم باجتهاد تواند يافت و نبوّت بمصلحت ، پس عدول كردن از ظاهر آيت بىدليلى روا نباشد . و شبههء آنان كه گويند كه دختر حجب نكند عصبه را از ميراث آنست كه زكريّا پسر خواست و گفت [ وَلِيًّا ] و نگفت [ وليّة ] چيزى نيست ؛ براى آنكه در طباع مركوز است كه فرزند نرينه خواهند و ظاهر آنست كه او طلب فرزند كرد اگر نرينه باشد و اگر مادينه . [ سوره مريم ( 19 ) : آيات 7 تا 9 ] يا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا ( 7 ) قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا ( 8 ) قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً ( 9 ) خداى تعالى دعاى زكريّا اجابت كرد و وى را به فرزند بشارت داد و گفت : اى زكريّا ترا مژده ميدهيم بكودكى نرينه و بفرزندى شايسته نام وى يحيى كه پيش ازين وى را همنام نبوده است و كس را همنام وى نگردانيدهايم و اين نام خاصّ وى است ، سعيد جبير و عطا گفتند [ سَمِيًّا ] اى شبيها ؛ ما وى را مثلى و شبهى نكرديم . مجاهد گفت : براى آنش مثل نبود كه نه معصيت كرد و نه همّت كرد به معصيت كردن ، و اين بمذهب اهل البيت عليه السّلام درست نيست براى آنكه همهء پيغمبران چنين بودهاند ، و گفتهاند : براى آن مثلش نبود كه بزنان او را ميلى نبود و براى آن بيمثل بود كه از زن عاقر در وجود آمد و هيچ فرزند از زن نازاينده در وجود نيايد زكريّا گفت :